|
|
|
||||
|
آن ستاره کم نور دور افتاده که چون شمعی آهسته آهسته از
در خشندگی و روشنایی اش کاسته می شود ستاره عمر من است .
ستاره ایست که مدتها دل و دیده ام را روشن ساخت تا
ترا به بینم و به عشق و وفای تو دل خوشدارم ...
ولی افسوس که آن ستاره زحمت بیهوده کشید چون تو هرگز به بالین دل رنجور من
نیامدی ...
نگاه تو آخرین نشانه حیات و مظاهر زندگی ...
یک بشر زنده را از دل من محو کرد و عمر کوتاهم را با شکنجه همراه نمود ؛
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 11:58 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
موندگار من سالها بعد ياد تو از خاطرم خواهد گذشت
ونخواهم دانست كجايي
اماسلام وآرزوي من تورادرخواهديافت
تورادربرخواهدگرفت
واحساس خواهي كرداندكي شادتر اندكي خوشبخت تر
ونخواهي دانست كه چرا................
بيست سال بعد؟!؟!؟!؟....
من كجا وآرزوي من كجا؟؟؟؟
تقدیم به تو.... http://babolonline.persiangig.com/image/Picture/love.swf
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:54 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اي كاش از تارنفس پرندگان عاشق در كالبد من دميده مي شد تا به
رهايي وعروج برسم. اي كاش مي توانستم تمام ذرات خاك را لمس كنم وبه تمام موجودات بفهمانم كه زندگی .باياداوچه زيباست ولحظات شب راتا صبح براي اوزنده كردن چه پرمعناست ...گاهي وقت هاسكوت رساترازفرياداست وآن سكوت،خداست نهايت عشق خداست،دوست داشتن اوزيباست نيازي كه درنهايت، .عشق است وصدايي كه درنهايت،خاموشي است ...عشق الهي تاابددرريشه وذات من همانندفرياداست ............... سخنان پيامبر: هرزمان كه عشق اشارتي به شما كرد درپي اوبشتابيد؛ هرچندكه راه اوسخت وناهموارباشد. وهرزمان بالهاي عشق شمارادربرگرفت خودرابه اوسپاريد، هرچند كه تيغهاي پنهان دربال وپرش ممكن است شمارامجروح كند. وهرزمان كه عشق باشماسخن گويد اوراباوركنيد...............
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 22:26 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
براستی یادتان باشد: هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات
انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است./
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند /
بگو یا رب چهبد گفتم چهبدکردم که نزدت خویشتن را ، دیو و دد کردم مرا یا رب نمی خواهی، گناه از تو اگر نفرین به این دنیای بد کردم به حرفم گوش کن یا رب ، به دردم گوش کن یا رب اگر بیهوده می گویم مرا خاموش کن یا رب بجز عشقی که دردش را به من دادی، به من یا رب چه بخشیدی که رد کردم فقط در عاشقی یارب مدد گفتم، شدم عاشق تمانای مدد کردم به حرفم گوش کن یا رب ، به دردم گوش کن یا رب شب مستی اگر یک توبه بشکستم، سحر تکرار توبه صد به صد کردم /
فرشتهها وجود دارن، اما بعضي وقتها چون بال ندارن، ما بهشون ميگيم دوست . خوبي دوست من/
روزگاريست همه عرضه بدن مي خواهند/ همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند/ ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند/ گرگهايي که لباس پدري مي پوشند/ آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند/ عشقها را همه با دور کمر مي سنجند/ خب طبيعيست به پايان برسد/ عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد /
خب این چند بیت هم از دوستان خوبم علی وجواد جان بود که برام فرستادن.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:11 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نازنینم.... در این سکوت نیمه شب بیشتر از هر وقت دیگری دلتنگ توام... چقدر خوب است که من میتوانم هر انچه را که دلم میخواهد برای تو بنویسم. من میتوانم تا اخر عمر به نوشتن برای تو ادامه دهم حتی اگر تو هیچوقت ان را نخوانی. عزیزترینم... کاش می توانستم صورت نازنینت را بین دست هایم بگیرم.. کاش میتوانستم ........................................... دلم تنگ است کاش اجازه میدادی قبل از رفتن صورت زیبایت را غرق بوسه کنم خدا کند این شب طولانی زود تموم شود.. خدا کند فردا.................خدا کند
چه شبی است امشب.
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:0 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||